توانمندسازی کاغذی در یزد!!!مدیریت سفارشی مهم ترین رنج نخبگان است

 بیست و پنجمین سال متوالی برای کسب رتبه برتر کنکور در استان یزد رقم خورد،پیشتازان علمی و نخبگان دیار علم و اندیشه نیز بار دیگر معرفی و شناخته شدند و صندلی بهترین دانشگاه های ایران به نام یزد و یزدی ها ثبت شد. افتخار آفرینی و کسب رتبه هایی از جنس علم،فرهنگ و هنر در […]

 بیست و پنجمین سال متوالی برای کسب رتبه برتر کنکور در استان یزد رقم خورد،پیشتازان علمی و نخبگان دیار علم و اندیشه نیز بار دیگر معرفی و شناخته شدند و صندلی بهترین دانشگاه های ایران به نام یزد و یزدی ها ثبت شد. افتخار آفرینی و کسب رتبه هایی از جنس علم،فرهنگ و هنر در تاریخ یزد به وفور مشاهده می شود و تمدن این دیار به نشان جهانی نیز ثبت شده است اما آنسوی این شکوه و عظمت،یزد در مدیریت روزمره،کدخدامنشی وحتی گاهی سفارشی گرفتار و قفل شده و متاسفانه در برخی بخش ها افول چشمگیری را شاهد هستیم.
نگاه اقتصادی و تلاش مردم این دیار همواره زبان زد بوده است و این روزها نرخ بیکاری و عقبگرد در برخی بخش ها بر شانه شهر سنگینی می کند.نرخ بیکاری بیش از۱۰ درصد و افراد جویای شغلی که گذر از پاسخ به نیاز آن ها مشکلات اجتماعی جبران ناپذیری به همراه دارد. اگر مهاجر پذیر نبودیم،اگر با بحران کم آبی مواجه نمی شدیم،اگر مشاغل ما به جای سنتی در ردیف دانش بنیان قرار می گرفت؛ اگر ابرها به باروری و تاکید بر بارش باران پاسخ مثبت می دادند،اگر اتباع بیگانه با یزد خداحافظی می کردند،اگر احمدی نژاد رئیس جمهور نشده بود و صد اما و اگر دیگر برای عقبگرد یزد شناسایی و در نهایت وظیفه شناسی توسط مسئولان و رسانه ها تکرار می شوند.
و یک اگر دیگر و بسیار مهم به خوبی در میان کاغذبازی ها و سلیقه های شخصی فراموش شده است،اگر دست در دست نخبگان و باور به توانمندی های واقعی؛هر کدام به سهم خود در مدیریت کارآمد و پیشبرد اهداف استان تلاش کرده بودیم امروز بازهم این همه اما و اگر داشتیم؟ تریبون ها و بلندگوها گوش فلک را از توصیه و نظریه کَر کرده است و خلاصه می گویند باید جوان باور،دانش بنیان،متخصص،وظیفه شناس،واقع نگر و شاید کمی مدیر باشیم ولی آن طرف تر از همین تریبون جای نخبگان توانمند هم چنان خالیست و عده ای نیز ریش و سبیل گرو می گذارند تا با پیش ابلاغ و دست نوشته و تلفن و تعریف و تمجید از افراد مورد علاقه و محب خویش نیروهایی در ظاهر توانمند و با عمل بیگانه خلق کنند.
مدیر توانمند با حلوا حلوا کردن خلق نمی شودو پا به میدان ریسک و خدمت نمی گذارد،توانمندسازی کاغذی تنها پاسخ به نیاز چاپلوسی و پرورش نیروهایی اهل تعظیم به درگاه همان مدیران اشتباهی هستند،این بیماری سال هاست به جان یزد افتاده و گروه بالا و پایین نمی شناسد. وقتی اهل معامله باشیم،روز به روز رنجش نخبگان بیشتر و فراری دادن افراد شایسته و توانمند از عرصه کار و تلاش تقویت می شود.
ما امروز بیش از فرار نخبگان با فراری دادن نبخگان در یزد مواجه هستیم.
وقتی کلاغ ها به پرواز در می آیند جایی برای نمایش شکوهمند پرواز عقاب ها وجود ندارد. و اما یزد ثبت شده در فهرست میراث جهانی،استانی معدنی و صنعتی در ردیف اولین های کشور،یزد سکان دار اولی بودن در رقابت کنکور این روزها ناخوش احوال است و به گفته یکی از فعالان رسانه با این احوالات؛ یزد دیگر یزد نمی شود.
چرا افراد مطیع و ضعیف برای همکاری انتخاب می شوند؟ زمانی که سر تیم یا مدیر یک مجموعه دچار فقر تجربه و دانش باشد برای پوشاندن نقاط ضعف خود در سیستم از افرادی مطیع،بله قربان گو،متملق و ضعیف به عنوان همکاران سازمانی خود استفاده می کند. متاسفانه از سوی دیگر علاوه بر اینکه دایره انتخاب افراد خودی برای حفظ میز در اختیار روز به روز وسیع تر می شود،در برخی سیستم ها شاهد پدیده خرید مخالفان و منتقدان نیز هستیم و دلال گری و فساد به جان مدیریت مالی افتاده است. فساد اداری نیز یکی دیگر از زمینه های چینش منابع انسانی به سبک کاغذی است و وقتی انتخاب افراد به جای تاکید بر شایسته سالاری از سفارش فلان مسئول و بهمان آشنا نشات بگیرد،حضور مدیریت ضعیف در یک منطقه کمترین پیامد آن به نظر می رسد.
آیا وقت آن نرسیده است به جای شعار برتری کنکور و شهر دانش بنیان،توانمندی های تخصصی جایگزین مدیریت سفارشی,وارداتی و رفاقتی شود؟نه عکس یادگاری و نه آگهی های رسانه ای و نه دید و بازدید های تبلیغاتی می توانند جایگزین عملکرد واقعی شوند و یزد امروز تشنه مدیریت بحران و جبران می باشد.

گاهی در استان از پدیده رشد مدیران صحبت به میان می آید اما تعریف این رشد در برخی قسمت ها با شاخص هایی از جمله مدیران غیر قابل پیش بینی،نهایت تلاش برای گریز از اشتباه پذیری،اصرار به خوب بودن،عدم توجه به پیامدکارها،رشدی مبتنی بر ارادت،چاپلوسی و وارونه جلوه دادن مسائل،ارائه تفاسیر متفاوت از عملکرد خود،گرفتار در حباب سازی رسانه ای،اهل هیاهو با اعتماد به نفسی مبتنی بر جهل و افراد رشد یافته با کارسازی دیگران مطابق نیست. اگر این تعریف درست بود امروز استان در جایگاه بهتری به ویژه در حوزه به کارگیری و توانمندسازی منابع انسانی قرار داشت و در مقابل این تعریف پوشالی و خودساخته نیازمند به بازتعریف واقعی هستیم تا شاید دوباره یزد؛یزد شود.

 چاپ در نشریه سراسری مهرطلبان