نگاه سلیقه‌ای، فرهنگ را متلاشی می کند

فاطمه شریفی - هفته نامه غیر برخط شهرزاد یزد - به سادگی نمی‌توان برای نقش فرهنگ در زندگی بشری حدودی قائل شد چراکه فرهنگ هویت جوامع بشری را معنا می‌بخشد و زمینه‌ساز تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در جامعه به حساب می آید.

اگر به سیر توسعه و رشد در جهان نگاه کنیم هیچ جامعه‌ای به توسعه اقتصادی و سیاسی دست نیافته است مگر اینکه در گام نخست مسیر توسعه همه جانبه و چند بعدی را در عرصه فرهنگ طی کرده و با این پشتوانه غنی توانسته باشد اجتماع پیرامون خود را برای بهسازی و حرکت موثر همراه سازد.
از این رو زمانی که مخاطب فرهنگ همه اعضای جامعه در گروه‎های سنی و با نگاه‌های مختلف هستند پس نمی‌توان با برنامه‌ریزی سلیقه‌ای و یا حذف و اضافه‌های سیاسی و گروهی به ویژه در رویارویی با کنشگران اصلی جریان فرهنگ از جمله هنرمندان، فعالان اجتماعی و غیره به نتایج موثری دست پیدا کرد.
با این دیدگاه تک وجهی نه تنها در میدان فرهنگ نتیجه موثری حاصل نمی‌شود بلکه نگاه سلیقه‌ای، بنیان‌های فرهنگی را سست و تا مرز نابودی می‌کشاند.
فرهنگ ظرفی برای همه نگاه‌ها و بستری جهت رشد و تعالی همه عناصر است و حذف هر کدام از این عوامل کنشگر، بیرون کشیدن خشتی از بنای وسیع و به هم پیوسته فرهنگ است و هر چه خشت‌های بیشتری جدا شوند این بنیان با سرعت بالاتری رو به سستی می‌گذارد.
قهر با کنشگران فرهنگی، جهت‌دهی یک طرفه و یا دسته‌بندی غلط برای کمرنگ جلوه‌دادن اثر حضور آن‌ها نیز از دیگر آسیب‌های جدی بر پیکره فرهنگ است،یعنی جایی که نگاه سیاسی و برداشت یک گروه در مقابل سلایق و اثرگذاران مختلف فرهنگی قد علم می‌کند.
ماحصل این قد علم کردن نیز به دلیل دسترسی به منابع قدرت و ساختار موثر بر برنامه‌ها و جریان‌های فرهنگی، تولید محصولاتی برای جزئی از جامعه همفکر است و بر این مبنا سلایق و دیگر ارکان دچار دلزدگی فرهنگی ، بی تفاوتی و یا حتی تقابلی خارج از چارچوب می‌شوند.
به طور مثال اگر بدن انسان حتی ویتامین و یا ماده‌ای معدنی را بیش از نیاز و اندازه مصرف دریافت کند، دچار اختلال و بیماری شده و آن ماده را پس می‌زند، ساختار فرهنگی نیز چیزی شبیه به بدن انسان است و اگر در شاکله فرهنگ تنها بر روی یک موضوع و یا سلیقه و نیاز یک گروه تمرکز کنیم و سایرین را به فراموشی بسپاریم باعث دلزدگی خواهد شد.
نتیجه دلزدگی و پس زدگی فرهنگی نیز در جامعه چیزی به جز ایجاد دافعه نسبت به ارزش‌ها، انشقاق اجتماعی، دلمردگی و ترک صحنه از سوی کنشگران فرهنگی به ویژه هنرمندان در رشته‌ها و رسته‌های گوناگون نخواهد بود.
ما هرگز نمی‌توانیم در ایستگاه فرهنگی و اجتماعی با یک گروه و سلیقه خاص بر گروه‌ها و سلایق مختلف در جامعه اثرگذار باشیم و امید است محدودسازی تفکر موثر بر جریان فرهنگی جایگزین برنامه‌ریزی و سیاست گذاری خلاقانه و پویا نشود.
در یک کلام فرهنگ دریاست، نمی‌توان با یک لیوان در دریا آب ریخت و اثرگذار بود، نمی‌توان برای ساحل ایست و بازرسی فرهنگی گذاشت و توقع داشت حال و احوال ساحل نشینان خوب باشد و در مسیر تقویت قوای فرهنگی گام بردارند.
نمی‌شود به صید یک نوع ماهی از این دریا اکتفا کرد و توقع داشت همه میهمانان سفره فرهنگ از این غذای گزینش شده رضایت داشته و لذت ببرند
تنوع و غنای فرهنگی را تنها با تنوع رفتاری و به کارگیری همه بازیگران میدان فرهنگ می‌توان شاهد بود و یکی برای همه، همه برای یکی هرگز با محدودیت، ممنوعیت و گریدبندی خوب‌ها و بدها آن هم از عینک خودمان امکان‌پذیر نخواهد شد.

(Visited 2 times, 1 visits today)