آخرین جمعه سال است؛ کجایی آقا؟

دلتنگیم برای تو، برای دستی که از آستین غیبت بیرون بیاید و صورت خیس کودکی را پاک کند که این روزها سهمش از زندگی انتظار دیدار پدری است که برای همیشه در کنار لانچرها جادوانه شد تا پرچم این سرزمین سرافراز بماند.
عطر بهارنارنج و شکوفه‌های نوبرانه در کوچه پس‌کوچه‌های ایران پیچیده است، اما بوی باروت نیز در آسمان رد خون دنبال می‌کند. در روز پایانی سال و آخرین روز ماه میهمانی خدا، در میان هیاهوی کودکانه خرید و خانه‌تکانی گره‌خورده در سوگ شهدای پاسداری از وطن؛‌ دلتنگیم برای تو، برای عدالت، برای دستی که از آستین غیبت بیرون بیاید و صورت خیس کودکی را پاک کند که این روزها سهمش از زندگی انتظار برای دیدار پدری است که برای همیشه در کنار لانچرها جاودانه شد.آقا جان! امسال برای ما سال عجیبی بود. سالی که دشمنان قسم خورده اسلام و ایران بارها آتش به پا کردند. یک طرف تهدیدهای آمریکایی و نقشه‌های شوم صهیونیستی برای ایران بود، آن هم بعد از این همه سال مقاومت. یک طرف هم جنگی که از راه دور و نزدیک علیه مردم ما به راه انداختند؛ جنگی که قرار بود اقتصاد را فلج کند و اراده‌ها را بشکند. اما در قاب کهن ایران با اقتدار و به امید نگاه نورانی شما ایستاده‌ایم.

دلتنگیم برای شهدا و در آرزوی شهادت

این قصه فقط جنگ و تحریم نبود. قصه، قصه خون است. داستان غم‌انگیز جنایت مدرسه میناب در حق آینده‌سازان ایران است که دل هر مادری را لرزاند؛ جایی که قرار بود بچه‌ها در کلاس درس لبخند امید و توانمندی مرور کنند اما ناگهان جای شوق و سرزندگی، خون بر زمین ریخته کودکان مظلوم و شهدای دهه هفتادی و هشتادی در حیاط مدرسه برای وطن داری جاری شد. هنوز داغ آن روز بر دل ما سنگینی می‌کند. هرگز چشم‌های خیس مادران میناب و بغض در سینه نشسته خانواده شهدای اقتدار را از یاد نمی‌بریم و اشک دلتنگی این روزهای ما جنسی از باران بهاری دارد.
خودتان دیدید این غاصبان از بیمارستان هم نگذشتند. همان جایی که پای مرهم زخم و درد مردم در میان بود ناگهان تبدیل به خاک و خون شد. ظلم؟ این ظلم محض است. این همان کودک‌کشیِ تمام عیاری است که دشمن در دستور کار داشت؛ حمله به بیمارستان‌ها، حمله به مدرسه‌ها، حمله به غیرنظامی‌ها، حمله به خانه و کاشانه مردم؛ این‌ها هیچ خط قرمزی را باقی نگذاشتند. مجتبی آن شهید سه روزه چه گناهی داشت؟آقاجان! این روزها که دلمان برای عدالت تنگ شده، یاد بزرگ مردانی می‌افتیم که رفتند تا راه را برای آمدنتان هموارتر کنند. یاد حاج‌قاسم عزیز که همه عمرش را برای امنیت این مرزوبوم گذاشت و نیرنگ آمریکایی‌ها او را از ما گرفت. یاد شهید طهرانی مقدم، پدر موشکی ایران، که سالها زحمت کشید تا این کهن بوم و بر امروز بتواند در برابر زورگویی‌های آمریکا و صهیونیسم مقتدرانه ایستادگی کند.
یاد شهید کاظمی که بی سر و صدا و مخلصانه مسیر دفاع را ادامه داد و یاد شهید حاجی‌زاده عزیز و گمنامی سردار باقری این دو سرآمد دلاور هوافضا، که بعد از سالها مجاهدت به کاروان شهدا پیوستند. اینها همه رفتند تا بگویند مسیر درست، مسیر رسیدن به توست! یک کلام دلتنگیم برای سیدالشهدای انقلاب…دلتنگ برای شهدا و در آرزوی شهادت.
جمعه‌های آخر سال می‌آیند و می‌روند؛ ما اما امسال در میدان مبارزه به راه چشم دوخته ایم! مگر تو قرار نبود بیایی تا دست ظالم آمریکایی و صهیونیستی را کوتاه کنی و مظلومان عالم بر سفره عدالتت مهمان شوند؟ مگر قرار نیست تو بیایی تا دیگر کودکی چشم به راه پدر شهیدش نماند؟ دیگر بیمارستانی هدف قرار نگیرد؟ دیگر از دست رفتن فرمانده دلاوری داغ دلمان نشوند؟ منتظریم بیایی و برای بچه شهیدها پدری کنی. آقاجان به دل‌های غمدیده مادران شهدا بیا.

نامت را صدا می‌زنیم

اما حواست هست؟ ما تنها دلمان به نام تو خوش است. هنوز وقتی صدای اذان مغرب می‌آید، وقتی باران می‌گیرد و یا عطر گلی به مشاممان می‌رسد، وقتی در خلوت دل دعای فرج و نام تو را زمزمه می‌کنیم. راستی عزیز دل مادر فاطمه الزهرا (س) عجب دل تنگی بشود جمعه امروز! هنوز غروب از راه نرسیده آرام و قرار نداریم.امروز اذان در چشمه سار «العجل»‌ وضو می‌سازیم و شاید انتظار، یعنی همین که در سجاده امید توسل کنیم و بدانیم یک روز این شب سیاه و طولانی منتظر ماندن به پایان می‌رسد و خورشید نورانی ظهور بر صورت زخمی ایران عزیز و همه مظلومان عالم نور عدالت و آرامش ارزانی می‌دارد. شاید انتظار، یعنی ایستادن پای حرف شهدا؛ همان‌هایی که رفتند تا راه را برای آمدنت باز کنند.

تو که بیایی همه روز ما عید می‌شود

آخرین جمعه سال است. دلمان گرفته از این همه ظلم، از این همه خون بر زمین ریخته از این بی‌تفاوتی مدعیان عدالت و حقوق بشر در دنیا. از تهمت‌ها و ناباوری‌های دور و نزدیک.آقاجان، ای عزیزترین در زمین و هر زمان بیا و بساط این جمعه‌های بی‌رمق را جمع کن. بیا که زمین از ظلم پر شده و وقت آمدن توست، برای پایان‌دادن به این کودک کشی‌ها و جنایت‌هایی که قلب بی‌پناه مظلومان عالم را نشانه گرفته‌اند بیا؛ ‌قدم بر چشم ما بگذار که دلمان برای شهدای عزیز برا همه رفتگان در این مسیر تنگ شده است. با سپاهی از شهدا بازگرد تا در پیوند عید نوروز و عید فطر حقیقی‌ترین عید عالم را معنا کنی.حول حالنا به ظهور الحجه…
(Visited 2 times, 2 visits today)