مدیریت تعامل؛ کلید اقدام و عمل

مدیریت تعامل کلید طلایی تبدیل فردگرایی به اثربخشی گروهی در جریان تصمیم‌سازی است. مدیریت، علم و هنر اراده انسان در به کارگیری منابع برای تحقق اهداف خرد و کلان است. کسانی به تلفیق این دو مؤلفه دست پیدا می کنند که شناخت کافی از علم و هنر مدیریت و موضوعات جاری داشته باشند تا با […]

مدیریت تعامل کلید طلایی تبدیل فردگرایی به اثربخشی گروهی در جریان تصمیم‌سازی است. مدیریت، علم و هنر اراده انسان در به کارگیری منابع برای تحقق اهداف خرد و کلان است. کسانی به تلفیق این دو مؤلفه دست پیدا می کنند که شناخت کافی از علم و هنر مدیریت و موضوعات جاری داشته باشند تا با مهارت‌هایی که آموخته‌اند، بتوانند از امکانات موجود برای رسیدن به اهداف و اندیشه‌ها استفاده کنند. در تحقق برنامه‌های اثرگذار و درک صحیح از تمام لایه‌های اثرگذار درون و برون سازمانی، باید میان مجموعه‌های ارتباطی تعادل برقرار کرد و در صورت لزوم ساختار موجود را به شیوۀ مطلوب تغییر داد، زیرا اصلاح موارد موثرتر از تغییر آنهاست. اما گاهی اصلاح برای برخی از ساختارها پاسخگو نیست و نیاز به تحول، به خوبی احساس می شود. مدیریت تعامل فرآیندی از شیوه‌های مدیریتی بر مبنای ارتباط، همگرایی، فرصت و قابلیت اقدام به برنامه‌سازی است. رسیدن به برنامه‌ای که تمام متغیرها را پوشش دهد، نگاهی روشمند می خواهد تا با مدیریت زمان و منابع پایبند، هیچ اتلاف زمانی وجود نداشته باشد. برنامه‌سازی جامع و دو سویه، نگاهی یک قدم فراتر از شرح وظایف دارد که مشارکت گروهی و رهبری تحول گرا را برای تصمیم‌گیری سریع و درست مشخص می کند.
اغلب ما برای حل مشکلات جاری در پی چاره اندیشی هستیم. اما مدیران تعامل گرا در دایره‌های ارتباطی خود، گام به گام به سوی داده های متفاوت می‌روند و زمینۀ تازه خلق می‌کنند. خلق زمینه، یک فرصت برای مدیر و مجموعه آن است که درک صحیح کار و انتخاب درست راهکار را تسریع می‌کند. شناخت و خلق زمینه در نظام مدیریتی روشنگر میسر است تا منابع انسانی بتوانند در جایگاه خود به عنوان عنصری موثر نقش ایفا کنند. ایجاد انسجام با شیوه‌هایی که ذکر شد، مدیریت پویا و معتقد به خلق اندیشه های نو را ممکن می‌کند. اقدام و عمل شایسته در هر سبک و شیوه مدیریتی فقط زمانی اتفاق می افتد که کارایی منابع انسانی نیز شناخته شود و توانایی‌ها در جایگاه واقعی خود قرار گیرد. ترس از تغییر از عوامل دیگری است که مدیریت تعامل را تهدید می‌کند زیرا پذیرش جا به جایی برای رده‌های بالا و پایین سازمان اگر با مهارت صورت نگیرد، آسیب زا و حتی به صورت اقدامی مخرب نمایانگر می شود.
فرآیندگرایی ظرفیت دیگری از مدیریت تعامل است که کلید تبدیل شدن شاخص های توسعه از فردگرایی به اثربخشی گروهی محسوب می‌شود. اقدام فرآیندگرا همان حل مشکلات روزمره به صورت ذهنی و به کارگیری استراتژی تحول بخشی برای موضوعات کلان و ساختار یافته است. برای رسیدن به هدف، اجرای هر اقدام کارساز نیست. باید موارد را به گونه‌ای دیگر ارزیابی و با سایر نتایج مقایسه کنیم؛ زیرا موضوعات جاری، همواره به گونه‌ای متفاوت هستند؛ نه آن‌گونه که به چشم می آیند. بخشی از زمان در دسترس مدیران گاهی صرف حل مشکل و جریانات روزمره می‌شود، به طوری که وظایف اساسی برنامه ریزی و رهبری یک مدیر به حاشیه می‌رود یا حتی فراموش می‌شود.
هر چند رسیدگی به امور روزمره نیز از وظایف مدیران است، نباید بر نقش برنامه‌ریزی و آینده‌نگری غالب شود. تعامل برای انجام اقدامات پیش رو یا جهت‌دهی ساختاری به عملکرد، زمانی به درجه عالی نزدیک‌تر می‌شود که برنامه‌ها به ترتیب اهمیت و ضرورت اولویت‌بندی شود، زیرا انجام برخی کارها فقط در یک زمان مشخص ارزشمند است و تحقق آنها در فرصت‌های بعدی چندان اثربخش نیست.

پیشنهاد می شود:
زندگی زیباست؛عینکت را بردار

همشهری-استان یزد