اثرگذاری اجتماعی نیازمند بازنگری و اندیشه های نو

تقویت سرمایه های اجتماعی و همبستگی مردمی با متولیان خاص و نسخه های تکراری رقم نمی خورد. در هر جامعه ای همزمان با توجه به سرمایه های انسانی و اقتصادی،سرمایه دیگری به نام سرمایه اجتماعی که از بعد معنوی جامعه بروز پیدا می کند، مورد توجه قرار می گیرد. این پشتوانه اثرگذار از طریق تشویق […]

تقویت سرمایه های اجتماعی و همبستگی مردمی با متولیان خاص و نسخه های تکراری رقم نمی خورد.

در هر جامعه ای همزمان با توجه به سرمایه های انسانی و اقتصادی،سرمایه دیگری به نام سرمایه اجتماعی که از بعد معنوی جامعه بروز پیدا می کند، مورد توجه قرار می گیرد.

این پشتوانه اثرگذار از طریق تشویق افراد به همکاری،مشارکت و انسجام در تعاملات خرد و کلان قادر است به حل میزان بیشتری از معضلات موجود در آن اجتماع کمک کند.

ثروت های اجتماعی ملی که ریشه در تاریخ،تمدن و غنای فرهنگی آن مرز و بوم دارند زمینه ارزشمندی است تا بتوان با تکیه بر آن ها مسیر را برای نیل سایر سرمایه ها به سوی موفقیت و نتیجه بخشی تسهیل کرد.

جوهر اجتماعی عنصری است که هماهنگی و همکاری را در جامعه و گروه های مختلف به جریان در می آورد و ازسوی دیگر اعتماد بین بخشی را برای مقابله با پیامدهای مختلف تقویت می کند،درست عنصری که نیاز جامعه امروز و  کشور ما در تمام جریانات محسوب می شود.

مشکلات اقتصادی و آسیب های اجتماعی ما را بر آن داشته است که نقاط اثرگذار در جامعه را برای عبور از این بحران ها شناسایی و تقویت کنیم ،در کلام ساده تر تمام  دنیا  اثرگذاری اجتماعی را دنبال می کنند تا سرمایه های فرهنگی و ارزش های بومی قوای دوباره گرفته و  همدلی بخش های مختلف جامعه  بیش از گذشته رخ نشان دهد.

سرمایه های اجتماعی به عنوان نمادهای اثرگذار جامعه مبتنی بر جریاناتی  از جمله  عوامل نهادی،خودجوش،بیرونی و طبیعی ساخته می شوند.

کنش های متقابل اعضای یک اجتماع،ایدئولوژی،فرهنگ ،تجربه مشترک تاریخی،مذهب،همبستگی های قومی و مقبولیت های مردمی مولفه های سرمایه ساز در جامعه هستند و بر این اساس اینکه یک گروه  و عده ای  بخواهند در یک جامعه با رویدادهای مختلف خود را وام دار و صاحب ارزش بدانند و به تنهایی بر مبنای نگاهی بسته بندی شده یکه تازی نمایند نه تنها اثرگذاری اجتماعی رخ نمی دهد بلکه هر روز فردیت از روز قبل بیشتر بروز پیدا کرده و تک روی مخرب در مقابل اتحاد قرار می گیرد.

تاریخ جهان تجربه های ناموفقی از مدل تقابلی و زاویه نگری به ما نشان می دهد،زمانی می توان در قالب سرمایه و اثرگذاری اجتماعی به نتایج موثر دست یافت که  هم اندیشی جایگزین بد اندیشی ها شود.

اتفاقات ایران امروز در لایه های مختلف جامعه  نشانگر این نکته است که  کوبیدن بر طبل تک وجهی  و پافشاری برمدل های یک سو نگر نتیجه ای  جز شکاف و انفصال نداشته و  تاکید بر آن ها سرانجام تاسف باری را برای جامعه به ویژه در عصر دانایی و اطلاعات بر جای نخواهد گذاشت.

چشم ها را باید شست ،جور دیگر باید دید…

با کمی دقت در رفتارهای برآمده از اجتماع مشخص می شود که باید جور دیگر فکر کرد…در معرفی ارزش ها و برنامه های ملی و مذهبی مخاطبان هدف و جامعه را دید نه چند گروه خاص  که سال هاست به برگزاری جلسه، چاپ بنر  و برنامه های کلیشه ای به نام فرهنگ عادت کرده اند… نیاز و  نگاه مردم در میان این همه شعار و کاغذ زدگی گم شده است و دیگر فرصتی برای آزمون و خطا وجود ندارد و اگر این نگاه ها اصلاح نشوند باید کمرنگ تر شدن روز به روز ارزش های اجتماعی و رسیدن به حذف بسیاری از هویت های اجتماعی را شاهد باشیم.

پیشنهاد می شود:
« نماز»؛ رسانه ای چند وجهی به وسعت حیات

باید مردم را درست و به خوبی دید،نسل جدید را درک،برنامه های جذاب و اتفاقات پویا را جایگزین کلیشه های چندساله کرد و اجازه داد همه به میدان بیایند ،ریشه های امید جوانه بزند،سبز شود و در امتداد ایران اسلامی تبلوری دوباره پیدا کند…باید در به روی کلام اثرگذاران اجتماعی گشوده شود و سرمایه های غنی در میدان های متفاوت رو به تعالی و فرار از روزمرگی حرکت کنند.

برای توسعه ماندگار ایران نباید از هیچ تلاشی کوتاهی کرد و گذشت…برای ماندگاری این سرزمین از جان گذشتگی ها و تلاش های زیادی به بار نشسته است،وقت آن رسیده کرکره متولی گری خاص برای همیشه پائین کشیده شود و نگاه ها به روی اجتماع محوری گشوده شود.

هنرمند،دانشجو،روشنگر،جوان،پیر،کارگر،تشکل،حزب،صاحبان اندیشه و … همه ایران ساز هستند و میدان ندادن به هر کدام از این نگاه ها که به سرمایه های اثرگذار گذار اجتماعی تبدیل شده اند، قسمتی از پازل اجتماع را جدا  و شکننده می کند و نمایش تصویر همبستگی را با نقص روبه رو می سازد.

امروز در اصلاح جریان کمرنگ شدن ارزش ها می خواهیم رو به جلو قدم برداریم و در مقابل دشمنی با این آب و خاک پیروزمندانه ایستادگی کنیم ،پس زمان خداحافظی با معدود نگاه هایی که تنها خود را متولی و وام دار حقیقی این کشور می دانند گذشته است،اگر می خواهیم ارزش ها ،اخلاق و همدلی زنده شود باید از متولی گری عبور کرده و همه در مسیر پیش رو همدل،شفاف و قانون مدار حرکت کنند.

جامعه ای که مردم اعضای تشکیل دهنده اصلی و هویت ماندگار آن هستند را باید به خود مردم بسپاریم تا همه در کنار یکدیگر فعالیت کنند نه  مبتنی بر تبلیغات کاذب روبروی یکدیگر قرار گیرند.

فصل بهانه جویی گذشته است،از بهار عبور کنیم و در تابستان رسیدن میوه های امید را نظاره گر باشیم…یادمان بماند مردم یعنی همه،یعنی ایران،یعنی لبخند و امید…یعنی صنعتگرو هنرمند و هنر شناس و تعصب های غلط راه به جایی نبرده و نخواهد برد.

چاپ در مجله مهندسی ارتباطات/هما