با پا برویم کفش پاره می شود؛ با سر کلاه!

از احوالات آبادی چند صد کیلومتر نرسیده به میدان وقت و ساعت که سال هاست خالی از سکنه شده است و البته این روزها دکل زنان دسترسی خبرنگاران را به سهمیه اینترنت آسان می سازد؛ گزارشی به صورت آنلاین آن هم در کانال های زنجیره ای و چندهزارکایی که البته در نهایت مجازی بودن و […]

از احوالات آبادی چند صد کیلومتر نرسیده به میدان وقت و ساعت که سال هاست خالی از سکنه شده است و البته این روزها دکل زنان دسترسی خبرنگاران را به سهمیه اینترنت آسان می سازد؛ گزارشی به صورت آنلاین آن هم در کانال های زنجیره ای و چندهزارکایی که البته در نهایت مجازی بودن و با مخاطبانی یهویی به مدد رفاقت آقای شبه مشاور منتشر می شود، به مرکز رسید و البته گفتنی است قبل از همه این ها حاکم نیز حکم بازی را خوب اعلام کرده بود. روال بازی بر تقسیم ورق ها به صورت عادلانه گذاشته شد و شواهد نشان می دهد،قضیه از این قرار است هر که در دست اول هیچ امتیازی کسب نکند «کُت» می شود و خلاصه چشم ها به حاکم دوخته شده تا بازیکن هایی که با توجه به ورق زمینه، بازی نمی کنند از دور خارج شوند.

«در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم     لطف آنچه تو اندیشی،حکم آنچه تو فرمایی»

از مقدمه بگذریم…بفرمائید یک استکان چائی نبات و دوای تمام دردهای مردم یزد تا خاطرتان آرام تر شود و گزارش آبادی مورد نظر را با هم مرور کنیم…

*شرح گزارش: اینجا اگر حکم خوب آمده است پس چرا وقتی مطرح می شود حقوق شهروندی را رعایت کنیم، جواب می رسد الان مشکل این ممکلت با این چیزها حل می شه؟می گوییم وقت شناس و مسئولیت پذیر باشیم، جواب می رسد مگر مشکل کشور ما به این چیزهاست؟ عکس نوشته تولید می کنیم، فیلم کوتاه، کلیپ، پیام تصویری و خلاصه به در و دیوار اینستاگرام می زنیم که درست رانندگی کنیم، زباله ها را در طبیعت رها نکنیم و به اموال عمومی آسیب نرسانیم، روی جنس قیمت بی اساس نگذاریم، انبار لاستیک و شکر خلق نکینم، صادق و خوش قول باشیم، کارهایمان را سکه و سنگین انجام دهیم و خلاصه امان از روزگار که باز هم جواب می شنویم این همه بدبختی داره این مملکت یعنی واقعا الان مشکل ما این هاست؟برو بابا گیر دادی ها… خلاصه برای اینکه بفهمیم واقعا مشکل مملکت یا بهتره بگم یزد چیه گذر نزدیک خونه ما جشنواره هایی با ضرب و بی ضرب، نمایشگاه های چشمان ازدواج و محصولات منتظر، خانگی، صنعتی و ساختگی و این ها… کارهایی رقم زده اند و چند وقتیست شب نشینی هایمان نیز با فرهنگ شده اند؛ ولی شما که غریبه نیستید حکم یزد با آن همه میراث ابا و اجدادی باید از این خوب ها خوب تر باشد… الانه که از نشریه برف پیام بیاد کارت به حاکم و حکومت و این ها نباشه…همین کارها رو می کنی که چند وقته نگفتیم بنویسی…!!! بابا من که چیزی نگفتم می گم حالا که حکم خوب اومده ما هم باید خوب بازی کنیم اونم واسه برنده شدن همه با هم واسه اینکه آینده هم از این بازی برنده باشه، باید از خود و محیط اطرافمان شروع کنیم و بدونیم آره مشکل مملکت ما،مشکل همه مشکلات ما اینه که قبل از مطالبه گری از هر مسئولی خودمان را مسئول محیط اطراف و کنش های اجتماعی نمی دانیم. البته مسئولان هم مصداق همان جمله از ماست که بر ماست هستند و ازهمین فرهنگ و باورهای واقعا الان مشکل ممکلت ما اینه مسئول شدند…اصلا حالا که حکم خوب اومده بیایید همه با هم حاکم باشیم این طرف میز و اون طرف میز نداره که، خدایی اینو دیگه گزارش بانک جهانی گفته و حرف من نیست… مهم اینه مشکل ممکلت ما خودمون هستیم که باید باور کنیم برای رسیدن به هر تغییر اساسی در جامعه و کشور لازمه از خودمان شروع کنیم و همان ۸ تا اصل معروف که اقدامات مختلفی نیز منطبق بر آن در دست طراحی است را یاد بگیریم و الگوی عمل قرار دهیم.ای بابا باز این تلگرام قطع شد…. الگوی عمل بود اسم درستش؟عمل خوب بر مبنای حکم؟حکم خوب؟اصلا بگذریم؛ خوبی از خودتونه و بس!!! عجب! حیف از این ۱۲۰ گیگ اینترنت نباشه که مدام فیلتر شکن ما قطع و وصل بشه و دیگه نتونیم به گزارش های ثبت بافت تاریخی یزد در فهرست میراث جهانی، پایتخت کتاب، انرژی پایدار، شهر یادگیرنده، دوستدار کودک و برتری کنکور و البته آمار تکان دهنده بیکاری که واقعا مشکل مملکت ما اینه نگاهی بندازیم….کاش حالا که روز خبرنگار ۱۲۰ گیگ اینترنت هدیه گرفتیم، تدبیری بشه روز روابط عمومی از ساختمان ناظرآباد یه فیلتر شکن مشتی هم به جماعت اهل قلم هدیه کنند( رفع فیلتر هم پیشنهاد بدی نیست ولی از ما نشنیده بگیرید همین جوری برای اینکه مطلب یک صفحه بشه گفتم )… و گرنه در این راه که گردنه هایش بسی دشوار است اگر به پا برویم کفش پاره می شود و اگر با سر کلاه…در نهایت بهتر است برای رفاه هر چه بیشتر همشریانم هم که شده است بگویم: راه اندازی قطار شهری ام آرزوست.

پیشنهاد می شود:
آفتابه لگن هفت دست!
چاپ در نشریه طنز و کاریکاتور برف