یک گِرم عمل با ارزش تر از یک تُن نظریه

دنیای امروز ما آدم ها شده دنیای نظری،دوتا کتاب می خونیم یا از صحبت های دیگران نکته ای برداشت می کنیم و بعد اون رو می گذاریم پایۀ صحبت ها یا بهتره بگیم پایه ی شعارهامون و گاهی با یه جابه جایی عینک رو صورتمون و تشکیل انجمن ها ،کمیته ها و شرکت در جلسات […]

دنیای امروز ما آدم ها شده دنیای نظری،دوتا کتاب می خونیم یا از صحبت های دیگران نکته ای برداشت می کنیم و بعد اون رو می گذاریم پایۀ صحبت ها یا بهتره بگیم پایه ی شعارهامون و گاهی با یه جابه جایی عینک رو صورتمون و تشکیل انجمن ها ،کمیته ها و شرکت در جلسات متعدد و سناریو های متنوع خاله بازی این موارد رو در ژست های متنوع تکرار می کنیم و به تمام این تکرار های چند ساله نیز مفتخریم و سال های گذشته ی حرف زدن هایمان را باز به  قوت تکرار می کنیم.

کلا آدم های شفاهی بسیار خوبی هستیم و  وقتی دنیا در مسیر پیشرفت و تجربه اقدامات اجرایی موثر قرار گرفت ما در گذر از عصر شفاهی دیگه نتونستیم تا به امروز عصر کتابت و تکنولوژی رو هم تجربه کنیم و از ابعاد آن بهره مند باشیم و خلاصه این که هنوز شفاهی هستیم و بر اون پافشاری می کنیم و همین باعث شده نتونیم در کارهای تیمی موفق و اثربخش باشیم.

زمان گذشت و برای ماندگار شدن با همین نسخه های شفاهی مجبور شدیم به چاپلوسی متوسل بشیم تا بتونیم بیشتر بمونیم و عکس های بیشتری را به دوربین ها تحمیل کنیم و شعارهای تکراری شده ی افزون تری رو به امضا برسونیم.

خلاصه شفاهی هستیم که هیچ؛ تازه مدعی این هستیم که در جایگاه ما باید نظریه و برنامه و این موارد ارائه بشه تا بقیه بتونند خوب عمل کنند و تمام این حرف ها سال هاست که هیچ کدوم به اجرا در نیومده  واغلب کار دیگران رو هم با حاشیۀ ضعف روبه رو ساخته!

پیشنهاد می شود:
اسب را گم کرده،پی نعلش می گردیم

ما متخصصان شفاهی و بنیان گذاران تقلید در سخن گفتن شدیم و شعارهامون فقط بایگانی اتاق ها و اداره ها و هر کجا که گذر ما به اون افتاد یا دست و پا زدیم تا گذرمون به اون جا بیوفته رو پر کرد و باز کمدهای جدید خریدند

و اما

براستی؛ ای کاش جنون شان را حقیقت نام بود یا وفاداری یا عدالت
اما دریغ که فضیلت شان در خدمت دراز زیستن است و آسودگی نکبت بار
(فردریش نیچه)