۳۷ سال انتظار...

پسری بود سرش رفت، ولی قولش نه!

فاطمه شریفی - خبرگزاری قرآن : جوانان گام دومی آب زنید راه را که تک تیرانداز میدان از سفری دور و دراز آمده است، برادر حسن هوایمان را دارد پا در رکاب شویم و پیش به سوی تمدن سازی اسلامی!

به گزارش ایکنا از یزد، ۱۵ سالش بود که از آن سوی دجله سر بر دامان مادر شهیدان گذاشت و در غربت غم‌ آلود کربلا سرزمینی که رزمنده‌هایش از عاشورا تا دفاع مقدس حسین‌گویان قدم برداشته بودند با برگ سبز شهادت به بهشت رسید و اما سال‌ها شهری در انتظار ماند و مادری بیقرار…

معماری و بنایی می‌کرد و به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. می‌توانست عقب بیاید اما ماند، اصلاً از همان روز اول گفته بودند که سن و سالت برای جنگ مناسب نیست تا اینکه پس و پیش‌کردن تاریخ شناسنامه او را تا مرز شهادت رساند هر چند که چهره‌اش نشان می‌داد دانش‌آموزی نوجوان است و قد و قواره سرباز نظامی را ندارد. اما ایمان، پایمردی و توکلش از او رزمنده‌ای جسور و دریا دل ساخته بود تا در قامت یک دانش آموز با حسین فهمیده‌ها و بهنام محمدی‌ها همقدم باشد. بسیجی حقیقی بود، جان در کف گرفت، بند پوتین محکم کرد و دل به دریا زد.

شهید حسن یاوری بیست و سوم اسفند ۱۳۶۳به عنوان تک تیر انداز در شرق رود دجله عراق به شهادت رسید و بعد از سال‌ها که اثری از پیکر پاکش بدست نیامد؛ برای التیام چشم انتظارانش و ره‌نشانی برای زمینیان از او که میهمان آسمان بود مزار یادبودی در گلزار شهدای محله نعیم آباد یزد نقش بست.

«یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور»

در آخرین دیدار، حسن به مادر قول داده بود که بر می‌گردد، انتظار…انتظار…انتظار و چه شب‌ها که چشم به در صبح شد…مادر سفره پهن می‌کرد و جای خالی نورچشمی‌اش لقمه نان در گلو می‌شکست…هم سن و سال‌هایش دانش آموز، دانشجو و مرد خانه شدند و در این سال‌ها که صدای بازی کودکانه فرزندان پسر همسایه، دوست حسن را می‌گویم در کوچه شنیده می‌شد مادر هنوز هم برای روزهایش چوب و خط می‌‎کشید و از گوشه در خانه چشم به راه دوخته و «گلی گم کرده‌ام می‌جویم او را؛ به هر گل می‌رسم می‌بویم او را» زمزمه می‌کرد و گمشده بعد از ۳۷ سال در ایام پایانی ماه صفر و همزمان با شهادت صاحب نامش کریم اهل بیت از راه رسید، و مادر خبر آمدن فرزندش را به مصیب کربلا پیوند زد و گفت: «انا لله و انا الیه راجعون» و مادرانه آنان که خبر از گمشده‌اش آورده‌اند را به ذکر مصیبت کربلا میهمان کرد…باران بارید و اشک آب و جاروی قدم‌های برادر حسن شد.

برای مطالعه بیشتر پیشنهاد می شود :
مدیریت به شیوه حاج قاسم

و این روزها یزد میزبان شهید حسن یاوری است و در روز شهادت امام مهربانی‌ها نور به خورشید می‌پیونند و غربت گلزار شهدای نعیم آباد شکسته می‌شود…

تک تیر انداز امید همرزمان است و راه را برای حرکت گروه هموار می‌سازد. برادر حسن در روزهای دفاع مقدس و نهال نوپای انقلاب تک تیرانداز میدان بود و امروز به رسم جوانی در طلیعه گام دوم از سفر عشق برگشته است تا نشانی بیاورد و چراغ راه حقیقت و مقاومت در مسیر سرافرازی روز افزون ایران اسلامی باشد.

جوانان گام دومی آب زنید راه را که تک تیرانداز میدان از سفری دور و دراز آمده است، برادر حسن هوایمان را دارد پا در رکاب شویم و پیش به سوی تمدن سازی اسلامی!

یا علی مدد

یادداشت از فاطمه شریفی

 

منبع : خبرگزاری بین اللملی قرآن – ایکنا – عنوان یادداشت : پسری بود سرش رفت، ولی قولش نه! 

وب سایت یزدفردا : عنوان یادداشت : داستان ما و بازگشت شهید حسن یاوری پس از ۳۷ سال انتظار