ریل گذاری دوباره برای یزد !!!

کارشناس محوری و ترمیم شکست های اجتماعی پیش نیاز کارآمدی است و علاوه بر اصلاح امور، نوآوری و خلاقیت را به میدان اجرا رهنمون می سازد. سال هاست در بسیاری از محافل استانی و ملی به پیشینه و توانمندی های تاریخی،فرهنگی،صنعتی و معدنی یزد اشاره می شود اما جهش قابل توجه ای را در شرایط […]

کارشناس محوری و ترمیم شکست های اجتماعی پیش نیاز کارآمدی است و علاوه بر اصلاح امور، نوآوری و خلاقیت را به میدان اجرا رهنمون می سازد.

سال هاست در بسیاری از محافل استانی و ملی به پیشینه و توانمندی های تاریخی،فرهنگی،صنعتی و معدنی یزد اشاره می شود اما جهش قابل توجه ای را در شرایط فعلی شاهد نیستیم که علاوه بر رضایت فعلی، آیندگان بتوانند بر این موضوع تکیه و با افتخار از آن یاد کنند.

در این میان شاید تصمیم های مدیریتی از سرعت بیشتری برای اجرا و عبور از مراحل مختلف برخوردار باشند  اما همواره نگاه کارشناسی پایداری موثر در نتایج بر آمده از هر تصمیم را امکان پذیر می سازد و پیوست رویکردهای تخصصی در هر عرصه خروجی هایی را رقم می زند که از اثر ماندگاری بیشتری برخوردار هستند.

کارشناس محوری حصول اطمینان از همکاری تمام بخش ها و افراد با یکدیگر است و  علاوه بر فعال سازی برخی توانمندی های فراموش شده،جرقه برای تولد ایده های خلاق با تکیه بر پویایی در کار و اندیشه را نیز تقویت می کند.

حفظ وضع موجود برای استان یزد واپسگرایی است و علاج این درد کهنه بهسازی در بدنه میانی و اجرایی استان می باشد که  در برخی موارد نیاز جدی به نوسازی نیز احساس  شود زیرا دیگر گزارش عملکردهای تکراری،تصاویر و رونوشت های چند صفحه ای و برگزاری جلساتی که در پایان تنها از لحاظ تعداد قابل شمارش هستند جوابگو نمی باشند.

باور کنیم که جلساتی از همین جنس با تفکر روزمره مدیریتی و خارج کردن جوانان و صاحب نظران متخصص از میدان واقعی تصمیم گیری، استان را با مشکلاتی در هم تنیده روبرو ساخته است که بسیاری از آن ها امروز نمود اجتماعی نامناسبی به همراه دارد.

چرا نگاه جدید و مسئله یاب را ساختار شکنی می نامیم؟ چرا نمی خواهیم فراتر از چارچوب یک میز قدم برداشته و موضوعات را ببینیم؟ چرا نمی توانیم اتاق های شیشه ای ایده پردازان را باور کنیم؟ چرا تجربه ها را کنار نیروی خارق العاده جوانان قرار نداده و بار مسئولیت های بزرگ  را بر دوششان نمی گذاریم؟ و دلیل طرح  سوالات این است که یزد برای ریل گذاری دوباره و اصلاح مسیر، نیازمند گشودن درهای تصمیم سازی به روی نخبگان و نوآوران است،نیازمند زیرساخت های اندیشه ورز و مدیریت چابک که  بتواند موضوعات زنجیره ای را همگرا ساخته و برای جلوگیری از موازی کاری، توان دستگاه های اجرایی اثرگذار در یک موضوع  را با پیوند در ظرفیت های مردمی و بخش خصوصی به یک بسته اجرایی شناخته شده تزریق نماید.

بسته های تصمیم ساز و اجرایی فرهنگی،زیرساختی،اقتصادی،اجتماعی،عمرانی و ثروت ساز امکان تمرکز قابلیت های یزد برای حرکت در یک مسیر مشخص که همان سند آمایش استان است را فراهم می سازد و  در کنار این جریان اعتماد اجتماعی نیز تقویت شده و می توان امیدوارانه آینده بهتری را برای یزد متصور شد.باور کنیم پشت درهای بسته و جلساتی از جنس رفع تکلیف قرار نیست اتفاق خاصی رقم بخورد و بایگانی بسیاری از ادارات دلیل محکمی بر این ادعاست.

شکست های اجتماعی که سرمایه های مردمی در استان را با ضعف روبه رو ساخته اند بیش از هر زمانی نیازمند بازسازی است و  باید در ذهن مردم جای بگیرد که  در تعالی شهر و استان خود با بدنه اجرایی شریک و همگی ذینفع این تغییرات مثبت  هستند و ضروریست برای آن تلاش کنند.

کارشناس محوری، تخصص گرایی ،ترمیم شکست های اجتماعی،راه اندازی اتاق های شیشه ای فکر و تقویت سامانه های ارتباط مردمی درمان خوبی برای این درد بزرگ هستند و نمی توان بدون پر کردن شکاف های مدیریتی و تنها با تکیه بر سیستم عریض و طویل اداری که متاسفانه این روزها در بسیاری از بخش ها دچار روزمرگی می باشد فضا را  بهبود بخشید و بار دیگر غنای سرمایه های انسانی و ثروت آفرین در مسیر یزد را  شاهد بود.

در پایان می توان نتیجه گرفت سرمایه های اجتماعی،توانمندی های صنعتی و اقتصادی،خلاقیت های هنری و پیشنه تاریخی و فرهنگی،شخصیت های اثرگذار و نخبگان رسته های مختلف اگر در یک مدل مردمی، فکری و اجرایی در کنار هم قرار گیرند رهبری برآیند های این مجموعه ی توسعه محور، چابکی دوباره یزد را در مسیری با سرعت منطقی و پایدار رقم می زند.

ریل گذاری دوباره برای یزد !!!

کارشناس محوری و ترمیم شکست های اجتماعی پیش نیاز کارآمدی است و علاوه بر اصلاح امور، نوآوری و خلاقیت را به میدان اجرا رهنمون می سازد.

پیشنهاد می شود:
بازيابي سرمايه هاي سيستماتيك ضامن حيات يزد

فاطمه شریفی

سال هاست در بسیاری از محافل استانی و ملی به پیشینه و توانمندی های تاریخی،فرهنگی،صنعتی و معدنی یزد اشاره می شود اما جهش قابل توجه ای را در شرایط فعلی شاهد نیستیم که علاوه بر رضایت فعلی، آیندگان بتوانند بر این موضوع تکیه و با افتخار از آن یاد کنند.

در این میان شاید تصمیم های مدیریتی از سرعت بیشتری برای اجرا و عبور از مراحل مختلف برخوردار باشند  اما همواره نگاه کارشناسی پایداری موثر در نتایج بر آمده از هر تصمیم را امکان پذیر می سازد و پیوست رویکردهای تخصصی در هر عرصه خروجی هایی را رقم می زند که از اثر ماندگاری بیشتری برخوردار هستند.

کارشناس محوری حصول اطمینان از همکاری تمام بخش ها و افراد با یکدیگر است و  علاوه بر فعال سازی برخی توانمندی های فراموش شده،جرقه برای تولد ایده های خلاق با تکیه بر پویایی در کار و اندیشه را نیز تقویت می کند.

حفظ وضع موجود برای استان یزد واپسگرایی است و علاج این درد کهنه بهسازی در بدنه میانی و اجرایی استان می باشد که  در برخی موارد نیاز جدی به نوسازی نیز احساس  شود زیرا دیگر گزارش عملکردهای تکراری،تصاویر و رونوشت های چند صفحه ای و برگزاری جلساتی که در پایان تنها از لحاظ تعداد قابل شمارش هستند جوابگو نمی باشند.

باور کنیم که جلساتی از همین جنس با تفکر روزمره مدیریتی و خارج کردن جوانان و صاحب نظران متخصص از میدان واقعی تصمیم گیری، استان را با مشکلاتی در هم تنیده روبرو ساخته است که بسیاری از آن ها امروز نمود اجتماعی نامناسبی به همراه دارد.

چرا نگاه جدید و مسئله یاب را ساختار شکنی می نامیم؟ چرا نمی خواهیم فراتر از چارچوب یک میز قدم برداشته و موضوعات را ببینیم؟ چرا نمی توانیم اتاق های شیشه ای ایده پردازان را باور کنیم؟ چرا تجربه ها را کنار نیروی خارق العاده جوانان قرار نداده و بار مسئولیت های بزرگ  را بر دوششان نمی گذاریم؟ و دلیل طرح  سوالات این است که یزد برای ریل گذاری دوباره و اصلاح مسیر، نیازمند گشودن درهای تصمیم سازی به روی نخبگان و نوآوران است،نیازمند زیرساخت های اندیشه ورز و مدیریت چابک که  بتواند موضوعات زنجیره ای را همگرا ساخته و برای جلوگیری از موازی کاری، توان دستگاه های اجرایی اثرگذار در یک موضوع  را با پیوند در ظرفیت های مردمی و بخش خصوصی به یک بسته اجرایی شناخته شده تزریق نماید.

بسته های تصمیم ساز و اجرایی فرهنگی،زیرساختی،اقتصادی،اجتماعی،عمرانی و ثروت ساز امکان تمرکز قابلیت های یزد برای حرکت در یک مسیر مشخص که همان سند آمایش استان است را فراهم می سازد و  در کنار این جریان اعتماد اجتماعی نیز تقویت شده و می توان امیدوارانه آینده بهتری را برای یزد متصور شد.باور کنیم پشت درهای بسته و جلساتی از جنس رفع تکلیف قرار نیست اتفاق خاصی رقم بخورد و بایگانی بسیاری از ادارات دلیل محکمی بر این ادعاست.

شکست های اجتماعی که سرمایه های مردمی در استان را با ضعف روبه رو ساخته اند بیش از هر زمانی نیازمند بازسازی است و  باید در ذهن مردم جای بگیرد که  در تعالی شهر و استان خود با بدنه اجرایی شریک و همگی ذینفع این تغییرات مثبت  هستند و ضروریست برای آن تلاش کنند.

کارشناس محوری، تخصص گرایی ،ترمیم شکست های اجتماعی،راه اندازی اتاق های شیشه ای فکر و تقویت سامانه های ارتباط مردمی درمان خوبی برای این درد بزرگ هستند و نمی توان بدون پر کردن شکاف های مدیریتی و تنها با تکیه بر سیستم عریض و طویل اداری که متاسفانه این روزها در بسیاری از بخش ها دچار روزمرگی می باشد فضا را  بهبود بخشید و بار دیگر غنای سرمایه های انسانی و ثروت آفرین در مسیر یزد را  شاهد بود.

در پایان می توان نتیجه گرفت سرمایه های اجتماعی،توانمندی های صنعتی و اقتصادی،خلاقیت های هنری و پیشنه تاریخی و فرهنگی،شخصیت های اثرگذار و نخبگان رسته های مختلف اگر در یک مدل مردمی، فکری و اجرایی در کنار هم قرار گیرند رهبری برآیند های این مجموعه ی توسعه محور، چابکی دوباره یزد را در مسیری با سرعت منطقی و پایدار رقم می زند.

چاپ در  نشریه پیام یزد