روابط عمومی تنهایی هم دارد

روابط عمومی به عنوان حرفه ای چند بعدی و با لایه های اجتماعی متنوع از مشاغلی است که دایره ارتباطی بالایی را به خود اختصاص می دهد و با مخاطبان مختلف به تبادل پیام می پردازد،شاید از نگاه بیرونی ارتباط انبوه را بتوان پاسخی به نیاز روحی و روانی روابط عمومی تلقی کرد.اما تجربه ۱۰ […]

روابط عمومی به عنوان حرفه ای چند بعدی و با لایه های اجتماعی متنوع از مشاغلی است که دایره ارتباطی بالایی را به خود اختصاص می دهد و با مخاطبان مختلف به تبادل پیام می پردازد،شاید از نگاه بیرونی ارتباط انبوه را بتوان پاسخی به نیاز روحی و روانی روابط عمومی تلقی کرد.اما تجربه ۱۰ ساله یک روابط عمومی در میانه راه موضوعی دیگر را بیان می کند و از یک تنهایی عمیق حکایت دارد.هر چه در این وادی به دنیای تخصص محوری و تلاش برای خلق پیام های ارتباطی جدید نزدیک تر می شویم در میان همان لایه های انبوه ارتباطی تنهایی بیشتری شکل می گیرد.

تنهایی واژه همیشه مهربان من در شب نشینی های خیالم

در قدمگاه آرزوها،در طلوع عشق بچگی

تنهایی سوغات آخرین سفرم

در سوا بر موج خیالی رسیدن

ماندن

بودن

هستن

چه واژه های غریبی

تنهایی و بعد هیچ!

یک دنیا سکوت و یک عمر انتظار می خواهم

برای تفسیر ساده این واژه…

و تنهایی در روابط عمومی چیزی شبیه به همان تنهایی عالم هنرمندان است اما هنر در جان خود از سیاست دور است و بیشتر در وجود نقش پردازی می کند اما روابط عمومی حرفه ای آمیخته به مهارت های هنری متعدد است و از یک بعد به ویژه اطلاع رسانی همواره بر آستان سیاست زانو می زند و این پیوند تنهایی اش را پر فراز و  نشیب تر می کند.

روابط عمومی سیاسی همان بلای جان تخصص محوری در روابط عمومی و ارتباطات دو سویه است و چیزی که در میان ازدحام بودن ها رسالت های یک روابط عمومی  دانش بنیان را به پستوی خیال می فرستد و او را روز به روز تنها تر می کند.

پیشنهاد می شود:
ایمانم از دعای توست!

تنهایی در روابط عمومی یعنی وجودی پر از ایده و تبی از جنس ساختن داشته باشی و همواره در همان حاشیه انتظار ایستادن را تمرین کنی، تنهایی در روابط عمومی این است که بی خواب و خوراکی را به عشق پیوند بزنی تا محتوایی در خور، خلق شود و بعد تولیدات ذهن تو کالای مصرفی یک روز تبلیغاتی شود و اما تو در پی خلق محتوایی ماندگار و قابل استناد برای نسل های آینده دست و پا بزنی…تنهایی در روابط عمومی یعنی میز تمرین و قلم فرسوده ات را بگذاری بالای سرت و دوست داشته باشی شب ها را زودتر بخوابی…تنهایی روابط عمومی یعنی اتفاق هایی رقم بخورد که خوابیدن را به  ذهنی جستجوگر، اهل مطالعه و نوشتن ترجیح بدهی و چقدر تنهایند روابط عمومی های حقیقت گرا در دنیای امروز!