فردا باز به تو فکر خواهم کرد

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﺣﺪ ﻭ ﻣﺮﺯی ﺑﺮﺍی ﺣﻀﻮﺭ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪنی ﻧﯿﺴﺖ ﺧﻮﺍستنی ﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮی ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ و می دانم که ﺗﻮ ﺗﮑﺮﺍﺭ نمی ﺷﻮی ، ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ای تک بیت در میان هزاران مثنوی عشق یعنی تو که ناگهان مرا مست و مدهوش کرده ای راستی […]

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﺣﺪ ﻭ ﻣﺮﺯی ﺑﺮﺍی ﺣﻀﻮﺭ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ

ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪنی ﻧﯿﺴﺖ

ﺧﻮﺍستنی ﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮی ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ

و می دانم که ﺗﻮ ﺗﮑﺮﺍﺭ نمی ﺷﻮی ، ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ

ای تک بیت در میان هزاران مثنوی

عشق یعنی تو که ناگهان مرا مست و مدهوش کرده ای

راستی چند سال گذشته است؟

دوست داشتنت در میان تمام نبودن هایت

ساعت کار ندارد،خواب و خوراک نمی شناسد

و من فردا باز به تو فکر خواهم کرد

مثل دریا به ادامه خویش

محبوبم! اصل تو این دنیا نرسیدنه…

وقتی برسی عجیبه

خلاصه کلام رو بازهم بعد این همه روز نبودنت بگم

بی حرمتی است پا زدن بر بساط عقل

وقتی که عشق این همه اصرار می کند