سود کاسبکاران رسانه ای از جیب مردم!

مطالبه گری اجتماعی مفهومی است که تحقق آن با ایفای نقش آگاهی،مقایسه و بیان خواسته ها در قالب منطق و ضرورت های واقعی از سوی مردم و کانال های پیام رسان تحقق می یابد و جریانی است که علاوه بر کمک به بهزیستی اجتماعی اگر در مسیر صحیح رشد پیدا کند می تواند زمینه گسترش […]

مطالبه گری اجتماعی مفهومی است که تحقق آن با ایفای نقش آگاهی،مقایسه و بیان خواسته ها در قالب منطق و ضرورت های واقعی از سوی مردم و کانال های پیام رسان تحقق می یابد و جریانی است که علاوه بر کمک به بهزیستی اجتماعی اگر در مسیر صحیح رشد پیدا کند می تواند زمینه گسترش عدالت اجتماعی را نیز فراهم آورد.

در این فرآیند رسانه ها به عنوان تریبون های مردمی و اجتماعی با مطالبه گری واقعی و بر مبنای آگاهی می توانند به شناسایی نقاط ضعف و قوت در مقوله های مختلف اجتماعی بپردازند و با بیان و انتقال بهنگام این موضوعات به بدنه تصمیم ساز، اجرایی و نظارتی جامعه به روند توسعه در ابعاد مختلف شتاب بخشند.

از یک سو می توان گفت مطالبات اجتماعی هرگز در قالب کنشگری فردی محقق نمی شوند و از سوی دیگر اگر بر مبنای صداقت و واقعیت نباشند ، ویژگی عمل به رسالت واقعی خود که اصلاح و تغییر در مسیر رونق است را از دست می دهند.

اما متاسفانه امروز رسانه هایی در حال تکثیر پیام هستند که در مسیر مطالبه گری به بیراهه رفته و منفعت طلبی شخصی یا گروهی را پیشه کرده اند و به جای مطالبه سازی اجتماعی، اهداف و منافع شخصی خود را از کانال رسانه و به اسم دیدگاه و نظرات مردمی نشر داده و دنبال می کنند.

رفتاری که در مقابل مطالبه گری قرار می گیرد، منفعت طلبی است،سطحی نگری،خودخواهی،عدم اعتقاد به فعالیت موثر تیمی،سهم خواهی بیشتر و فاصله گرفتن از بینش و دانش، صاحب قلم را به منفعت طلبی سوق می دهد و رسانه به تریبونی برای جلب منفعت شخصی و دفع ضررهای فردی تبدیل می شود.

فعالیت در رسانه ما را با حقوق و منافعی مواجه می کند که مربوط به جامعه است و در قدم اول باید منافع عمومی از جمله امنیت، آزادی، نظم اجتماعی،شخصیت حقیقی و حقوقی افراد و مواردی از این قبیل ارزش شمرده شود و سپس عملکرد افراد با مسوولیت های اجتماعی مختلف مورد نقد دانش محور قرار گیرد که امروزه نقدها و مطالبه گری هایی که در آن از نام مردم بسیار خرج می شود خروجی هایی از جنس منفعت طلبی شخصی به همراه دارد.

مطالبه گری رسالت اجتماعی خطیری است که این فرد و آن فرد و یا در این زمان و آن زمان نمی شناسد، مطالبه گری رفتاری اجتماعی است که نتایج حاصل از آن به نفع کنشگران اجتماعی و مردم رقم می خورد و تنظیم روحیه مطالبه گری با پاسخ به خواسته های فردی و یا درنهایت گروه های محدود،تنها منفعت طلبی و کاسبکاری رسانه ای آن هم از جیب مردم را نشان می دهد.

وقتی رسانه راهش را گم می کند

واقعیت دردناک این است که مسوولیت اجتماعی این روزها برای برخی از اهالی رسانه اصطلاحی بی معناست، اصطلاحی که معنایش را چنان به سمت ابهام سوق می دهند که تقریبا می توان هر معنایی را به جای آن گذاشت.

در سایه برخی منفعت طلبی ها و نگاه های کینه ورزانه سیاسی، عده ای از اهالی رسانه به خود اجازه می دهند بسیاری از واقعیت ها را جور دیگر جلوه دهند و یا حتی مدل از کاه کوه ساختن و تهدید در مسیر فرصت سازی شخصی را پیش بگیرند و از تمام این موارد آسیب زننده تر این است که نظرات بی اساس خود را به نام مطالبات مردمی جایگزین می کنند و اینجا دیگر چیزی از اخلاق حرفه ای باقی نخواهد ماند.

برخی از فعالان عرصه رسانه حرفه خود را همانند سایر مشاغل قلمداد نموده و بدون در نظر گرفتن نقش حساسش هدف راستین قلم و اندیشه را گم کرده اند از این رو نمی توان هیچ انتظاری پیرامون شفاف سازی واقعیت ها و مطالبات مردمی در این زمینه داشت زیرا زمانی که باج خواهی اجتماعی رسانه را به بنگاه دلال گری اقتصادی تبدیل نماید، رسانه با ابزار دم دستی خود بر طبل تفرقه و ایجاد ناهنجاری های اجتماعی می کوبد تا بتواند سود بیشتری را به جیب بزند.

از جایی که می دانیم رسانه باید زبان گویای مردم باشد اما امروز برخی با باج گیری یا از میدان به در کردن رقیبان کاری خود ابتدایی ترین اصول حرفه ای را زیر پا گذاشته و بی اخلاقی یا همان اتهام زنی، دروغ پردازی و تحلیل های سطحی را به اوج خود رسانه اند، اما خوشبختانه جامعه در مسیر رشد آگاهی سیاسی و اجتماعی در حال حرکت است و دیری نمی پاید که شهروندان رسانه ای با جایگاهی قوی تر خود پاسخگوی این سودجویان باشند.

 تیرماه ۹۶/اقتصادی-تابناک