سایه ات بلند!

شاید همه روزها خوب نباشد،اما دلیل خوبی برای هر روز چون نگاه وسیع تو بر آسمان زندگی من وجود دارد. همه ی طبقات آسمان را گشته ام ، در دل ستاره باران نیمه شب های روشن و مهربان تابستان ، بر جاده کهکشان تاخته ام ، صحرای ابدیت را درنوردیده ام ، بال در بال […]

شاید همه روزها خوب نباشد،اما دلیل خوبی برای هر روز چون نگاه وسیع تو بر آسمان زندگی من وجود دارد.

همه ی طبقات آسمان را گشته ام ، در دل ستاره باران نیمه شب های روشن و مهربان تابستان ، بر جاده کهکشان تاخته ام ، صحرای ابدیت را درنوردیده ام ، بال در بال فرشتگان ، در فضای پاک ملکوت شنا کرده ام ، با خدایان ،ایزدان با همه ی الهه های زیبای آسمان ، با همه ارواح جاویدی که در لحظات روشن و بی وزش آرام یافته اند آشنا بوده ام .از هر جا ، از هر یک یادی ، یادگاری ، برایت آورده ام . از سیمای هر کدام زیباترین خط را ربوده ام ، از اندام هر یک نازنین طرح را گرفته ام ، از هر گلی ، افقی ، دریایی ، آسمانی ، چشم اندازی ، رنگی دزدیده ام ، و ، با دست و دامنی پر از خط ها و رنگ ها و طرح های آن سوی این آسمان زمینی ، از معراج نیمه شبان تنهایی ، به دامان مهربان تو – ای دامن حریر مهتاب شب های زندگی سیاه من – فرود آمده ام ، نشسته ام تا آن ودیعه ها که از آسمان ها آورده ام در دامن تو بریزم.

آرام جانم سایه ات بلند.