تیغ تقابل بر قلب انتقاد

فضایی زندگی بشر را احاطه کرده است  که نگاه اکثر برنامه ریزان و شعار بسیاری از مدیران خُرد و کلان،توسعه متوازن و بهره گیری از ظرفیت های حداکثری جامعه در این مسیر با تکیه برحفظ منافع نسل های آینده در نظر گرفته شده است و با این رویکرد حرکت های بدون پالایش و بازبینی نمی […]

فضایی زندگی بشر را احاطه کرده است  که نگاه اکثر برنامه ریزان و شعار بسیاری از مدیران خُرد و کلان،توسعه متوازن و بهره گیری از ظرفیت های حداکثری جامعه در این مسیر با تکیه برحفظ منافع نسل های آینده در نظر گرفته شده است و با این رویکرد حرکت های بدون پالایش و بازبینی نمی تواند اثربخشی لازم را به همراه داشته باشد و دیگر نمی توان تنها با شعار گذر زمان و هدر رفت داشته ها را شاهد بود.

فضای امروز به مدد ظرفیت های متنوع،پر سرعت و آنلاین مجازی و از سوی دیگر هوشمندسازی مطبوعات و سایر ابزار رسانه ای هر گونه کنش و یا واکنشی را در جامعه زیر ذره بین قرار می دهد و هر خانه و خانواده به رسانه ای همیشه همراه تجهیز و حتی وابسته شده است.

بر این مبنا نقادی و نقدپذیری در راستای پرسش گری و پاسخگویی برای کمال و اصلاح جامعه سرمایه اجتماعی ارزشمندی است که در مسیر شناخت کاستی ها و نواقص و تلاش در جهت رفع آن ها گام بر می دارد در این مسیر مدیریت مبتنی بر دانش و بینش همواره در جستجوی آن است که در مسیر تکاملی فعالیت ها آفت ها و آسیب ها را بشناسد و برای بهبود و  حل آن تلاش نماید.

هر شغل و موقعیتی از یک شهروند تا رئیس جمهور و مامور دولتی انتقادهایی به همراه دارد و تفاوتی نمی کند در چه فضایی قرار داریم بلکه اگر تفکر تعالی در سر داریم و  می خواهیم از تمجید و تعارف های روزمره عبور کنیم باید با روحیه ای مثبت از انتقاد استقبال کرده و از آن در جهت بهبود فعالیت ها بهره مند شویم.

البته از نگاه دیگر نیز لازم است منتقدان انگیزه و محرک خود را از انتقاد در نظر بگیرند و از خود بپرسند چه چیزی را می خواهند تغییر دهند و چگونه این اطلاعات را مطرح کنند که جامعه و هدف مورد انتقاد پذیرای آن باشند و  شفاف سازی،بهبود گرایی و اصلاح همواره سر فصل شیوه های انتقادی  قرار گیرد.

اگر پذیریش و فرهنگ انتقاد پذیری رایج گردد و تمام بخش ها این روحیه را پذیرا باشند مرزهای روایی و ناروا بودن انتقاد و ویژگی های ناقدان نیز روشن می شود.در این تعامل دو سویه به جای گذاشتن تیغ تقابل بر مرکزیت انتقاد ناقدانی هوشیار و اخلاق مدار پا به عرصه می گذارند و همه چیز نویسی در دنیای رسانه رنگ می بازد.

پیشنهاد می شود:
غلبه بر کرونا در سایه فرهنگ عمومی

باور به انتقاد پذیری در عصر آگاهی و دانایی فراتر از شعار است و شعور اجتماعی معنای پذیریش و یا چاره جویی برای قطع جریان نقادی را به خوبی درک می کند و دیگر اهدای بسته های فرهنگی و حمایتی برای خشکاندن ریشه انتقاد و حرکت در مسیر های دلخواه که با منغعت های شخص همراه باشد تمام شده است،زیرا  امروز مردم به مدد تکنولوژی هر کدام یک رسانه بیدار هستند.

درک معنا و مفهوم انتقاد و شکل مواجه با آن تعیین کننده رویکرد یک فرد یا گروه نسبت به انتقاد است اگر هر گونه انتقادی را نادیده بگیریم و به جای شنیدن صدای دیگران و بررسی چند بعدی موضوعات مطرح شده تمام تلاش خود را بر پاسخگویی،تکذیب و تقابل قرار دهیم  در برابر برطرف کردن مشکلات و موانع سد کشیده ایم  به جای رشد و بالندگی،در یک ماندگاری بی اثر دست و پا می زنیم.

اعتقاد به آزادی بیان و اندیشه ما را آماده می سازد تا با پذیرش انتقاد صحیح و سعی در رفع ابهاماتی که موجب اظهار نظرهای نادرست شده است به نکاتی ارائه شده از سوی جامعه و صاحبان فکر و قلم  دست پیدا کنیم تا بتوانیم با تکیه بر آن کمر همت را برای رفع مشکلات و تغییر بد اندیشی ببندیم و  در محیطی آزاد  و پویا در برابر هر انتقادی صبور و بردبار باشیم.

باید دانست که تقابل و حساسیت نسبت به انتقاد و یا هر نوع نظر مخالف از عزت نفس پایین و روحیه شکننده ما ناشی می شود و بدون هیچ تردیدی لازم است بپذیریم که در هر جایگاهی ممکن است اشتباه کنیم و یا دیگران با توجه به تجریه و دانش متفاوت تر بتوانند نسبت به ما بهتر فکر کنند و تصمیم بگیرند.

چاپ در روزنامه بشارت یزد